. . .

..



میخواهم برای خودم چیزی بشوم

کمی مطالعه کنم

و

کمی آداب معاشرت یاد بگیرم.


چیزی که میخوام مهمتر از چیزیه که هستم:

.

.


میگن: زمانی که انسان دیگه نترسه، اونوقت شاهکار خلق میکنه؛

اما من،

از خودم آثاری ماندگار  بر جای میگذارم، در این زمان که میترسم ...

 من

دوست دارم

 رنجی رو که برام ایمان به بار میاره.

.


.

به زودی دوباره... مینویسم

.


امیدوارم به زودی به حالی بهتر برسم

.



(آدمی که ازدواج کرده، نباید غصه ای داشته باشه)

.

.

.

میخواستم دکتر حسابی بشم... جنیفر لوپز شدم

.

.

آدم با رنج و چهره ی غالبا زشت اون زندگی میکنه و بهاش رو هم میده/

بهای رنج، گستاخی و جسارت و ویران کردنه../

من میدونم آدمهای ضعیف و رنجور چه روحی دارند/ و فکر میکنم میدونم آدمهای پردل و قابل احترام  چه روحی دارند

و همین کافیه که حالم رو *اغیار* کنه.

من نه همه چیز هستم و نه همه چیز را دارا هستم

آری، من بیش از آنکه عشق داشته باشم "روح"دارم

بیش از آنکه تمنا داشته باشم "بخت" دارم

و بیش از آنکه در امکان من است "امید" دارم

بله، من وطن ندارم

      آرزو میکنم که در دنیایی "جالب" زندگی کنی.  

      آدمهای دنیای "جالب" دل بهم زن هستن.

     آدمهای دنیای "جالب"، چنان پوسته ی ضخیمی از ابتذال پیدا کردن

    که حس تحقیر انسانهای خوب، شکل کلی احساساتشون شده


.


عشقی جبار است و آن هم جباری حقیر


.